سلااااااااااااااااام
انقدر نيومدم که نمي دونم از چي بنويسم
دلم براي اين دنيا و آدماش تنگ شده بود
اما حال کردم که معتاد نشده بودم..لازم نشد به تخت ببندنم:)من الان خونه ام
ديروز به خاطر تعطيلي دانشگاه ها اومديم شمال فردا هم مجبوريم برگرديم...نمي شه چند روز ديگه هم آلودگي ادامه پيدا کنه آقايون مسئولين محترم؟:دي...وايي از چي بگم؟
سجاد رفته سر کار...آفرين...يکي از بروبچ بلاگ زده ..باريکللا....مانيا رفته کانادا...اي ول...ديگه خبري نبود؟
منم که خوبم
منم که خوبم
ااا چرا نيگا مي کني؟...شيطون شدي کلک!..چشات دوب دوب مي کنه هااا:))راستي
روز دانشجو درهاي دانشگا ها بسته مي شود
گرفتين؟
راستي چه مي کنه اين چاووشي....مي خندم...حتي اگه اين خونه زندون بشه مي خندم
راستي چه مي کنه اين چاووشي....مي خندم...حتي اگه اين خونه زندون بشه مي خندم
شادددددد باشين

0 Comments:
Post a Comment
<< Home